X
تبلیغات
اس ام اس بازار

اس ام اس بازار

بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد ما چترمان خداست

اس ام اس داستانی

http://dl.yekmobile.com/yekmobile/3/sms-dastani.gif
مردی که یادش رفت

مردی که خیلی عاشق بود پشت شیشه آسمانخراش نشسته و سیگار می کشید . مرد آنقدر عاشق بود که وقتی آخرین پک را به سیگار زد یادش رفت که باید ته سیگارش را پایین بیاندازد ، نه خودش را.

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

دلتنگی های اژدهای شهر بازی

چند متر به دریای جنوب چین نزدیک می شوم. چند متر از دریای جنوب چین دور می شوم.چند متر به دریای جنوب چین نزدیک می شوم. چند متر از دریای جنوب چین دور می شوم.

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

صدقه

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد . دست برد و از جیب کوچک جلیقه اش سکه ای بیرون آورد . در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد " صدقه عمر را زیاد می کند" منصرف شد.

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

زن
مثل سیب غل خورد . به جدول خورد . صورتش کبود بود و کثیف . مرد اسکناسی انداخت و سوار شد ، عابرین هم. زن سفید تر می شد. مامور شهرداری کراکت میم مثل مادر را کشید روی زن . دانه های باران از میان درختان خیابان شروع به باریدن کردند . زن کنار خیابان بود .

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

آشغال ها

زن گفت " نگذارشون بیرون تا وقتی ماشین می آد . باز این لعنتی ها پارش می کنن و بوی گندشون کوچه رو ور می دار"مرد قبل از گره زدن پلاستیک روی آشغال ها سم ریخت و گفت " دیگه کارشون تمومه ، فردا باید جنازه هاشون رو شهر داری گوشه و کنار خیابون جمع کنه " و کیسه زباله را بیرون برد . فردا روزنامه ها تیتر زدند : " مرگ خانواده پنج نفره بر اثر مسمومیت ناشی از خوردن پس مانده های غذایی"

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

اسب سفید
اسب سفید قرار بود دخترک را ببرد تا شهر آرزوهایش . دخترک شنل توریش را پوشیده بود و آماده آماده بود . اسب سفید را هم زین کرده بودند. وقتی سوار شد مادرش گفت : " سکه رو که انداختم . راه می افته"

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

گوش
مادر زنبیل به دست از دم در داد زد " تا من میام مواظب برادرت باش . شیشه شیرش رو میزه . این قدر ناخنت رو تو دهنت نکن . میام گوشت رو می برم ها!"
در را بست و رفت . نیم ساعت بعد که برگشت ، بچه دویو جلو و گفت :" من بهش گفته بودم ناخنت رو تو دهنت نکن!" انتظار

پیدایش نبود . گفته بود ساعت ۵ می آید . چند ثانیه به ۵ باطری ساعت را کشید و چشم به راه ماند

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
دکمه جا افتاده

(یادته پارسال که برف می اومد با هم از روی ریل قطار گذشتیم؟)
(آره آره چه روز قشنگی بود)
(یادته یه گلوله برف ریختم تو یقه لباست؟)
(وای هنوز که فکرش و می کنم تنم یه جوری میشه)
( موهاتو تازه رنگ کرده بودی یه ژاکت صورتی تنت بود )
(تو هم یه کلاه بافتنی سفید سرت بود چقدر بهت می اومد )
سکوت. بعد از چند دقیقه
(راستی اسمت چی بود؟)

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

پوتین

-" مامانی چلا بابا جون بلا تولدم پوتین کوچولوهه لو که قول داده بود نیاولد؟"
-" می دونی که بابایی سرش بره قولش نمی ره و تو بخواب تا بیدار بشی اونم با هدیه ات میاد....اینم صدای در . دیدی گفتم حتما میاد . پاشو پسرم دیگه نخواب ، بابایی پو تیناشو برات فرستاده"

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

شاه

منلیک شاه حبشه با ابهت بود و ضمنا منلیک نو گرا بود. شنید در نیو یورک محکومین را به روشی جدید اعدام می کنند . دستور داد ازین اختراع تازه -صندلی الکتریکی- سه تا خریدند. محموله که رسید چیزی به خاطر منلیک آمد . در کشور او ، حبشه پدیده ای به نام برق وجود نداشت. منلیک مقتصد بود یکی از سه صندلی الکتریکی را تبدیل کرد به تخت شاهی حبشه.

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

آفتابگردان

آفتابگردان هرگز راز این معما را نفهمید... که چرا رسوایی این عشق بر گردن او افتاد... مگر این آفتاب نبود که هر روز شرق تا غرب آسمان را می‌پیمود تا نور را به او هدیه بدهد...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

گرما

لیوان آبِ یخ از گرما عرق کرده بود و تشنة یک جرعه آب بود...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

پاک‌کن

مدادپاک‌کن تمام شده بود... نمی‌دانست باید خوش‌حال باشد یا ناراحت... خوشحال از پاک کردن اون‌همه اشتباه یا ناراحت از زیاد بودن آن‌ها...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

مداد رنگی

قهوه‌ای پررنگ، قهوه‌ای کم‌رنگ، سرمه‌ای، آبی، سبز پررنگ و سبز کم‌رنگ، ارغوانی، قرمز، نارنجی و زرد همه میانجیگری کردند تا مداد سیاه و سفید از بی‌عدالتی غصه نخورند...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
تقویم

چاپخانه همه تقویم‌ها را مثل هم چاپ کرد ولی تقویم روزهای هرکس با بقیه فرق داشت...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

آرزوهای بزرگ

ته دل هرکس یه آرزوی بزرگ بود که در عین سادگی هرگز برآورده نشده بود... جارو می‌خواست یک‌بار هم که شده خودشو تمیز کنه... آینه می‌خواست خودشو ببینه... دوربین عکاسی آرزو داشت کسی یک‌بار از اون هم عکس بندازه... لغتنامه می‌خواست معنی خودش رو بفهمه...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

بازگشت

گفت دیگه هرگز بر نمی‌گردم... راه خودش و گرفت و رفت... تا می‌تونست دور شد... غافل از این‌که کره زمین گرد بود...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

در

هی با کله می‌خورد به دری که خدا اونو بسته بود. گریه می‌کرد، بی‌تابی می‌کرد، دعا می‌کرد... اما انگار هیچ فایده‌ای نداشت... فکر می‌کرد خدا صدای اونو نمی‌شنوه... ناگهان چشمش به در دیگری افتاد که خداوند از روی رحمتش گشوده بود... سال‌ها بعد حکمت اون در بسته رو هم فهمید...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-.

اتاقک زیر شیروانی

زیرزمین از اول بهش حسودی می‌کرد چون اون خیلی بالاتر بود و حتماً خوشبخت‌تر...غافل از این‌که اتاقک زیر شیروانی هم در واقع زیرزمینی بیش نبود...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

تقدیر

در زندگیش بی‌نهایت زحمت کشیده بود و بی‌نهایت هم پیشرفت کرده بود... اما هنوز ناراضی بود... حق هم داشت... تقدیر، سرنوشت او را از منفی بی‌نهایت کلید زده بود...

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

در پستخانه
همسر جوان و خوشگل « سلادکوپرتسوف » ، رئیس پستخانه ی شهرمان را چند روز قبل ، به خاک سپردیم.

هنگامی که بلینی (نوعی نان گرد و نازک که خمیر آن از آرد و شیر و شکر و تخم مرغ تهیه میشود) آوردند ، پیرمردِ زن مرده ، به تلخی زار زد و گفت:به این بلینی ها که نگاه میکنم ، یاد زنم می افتم ... طفلکی مانند همین بلینی ها ، نرم و گلگون و خوشگل بود ... عین بلینی

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

مکافات عمل
فرزندی پدر پیرش را کُول کرد و به کوهستان برد. وقتی به بالای کوه رسید، پسر غاری پیدا کرد و پدر را آن جا گذاشت. هنگامی که می خواست برگردد، با خنده های پدر پیرش مواجه شد. پدر نگاهی به پسر جوانش کرد و گفت: «من هم چون تو، روزی پدر پیر و ناتوانم را همین جا رها کردم و رفتم و حالا تو مرا این جا آوردی. روزی هم پسرت تو را به این جا خواهد آورد!»

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

بوم خاکستری
یک
دخترک به همراه سایر همکلاسی ها سوار بر وانت به سوی آینده ای رنگی ، در حرکت است. فاطمه در سر آرزوی کسب مقام استانی در رشته نقاشی دارد تا شاید بتواند با فروش جایزه اش اندکی از سرفه های خشک پدر بکاهد

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

مرگ همکار
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ۱۰ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..

هدیه
اواسط اردیبهشت بود .موقع تدریس صدای شکستن شیئی در کلاس توجه مرا به خود جلب کرد. از گریه های ابوالفضل فهمیدم گلدانی را که با خود به کلاس آورده بود از زیر میزش افتاد و شکست . اشک هایش را پاک کردم و با هم تکه های شکسته گلدان را جمع کردیم . روی یکی از تکه های گلدان کاغذ کوچکی چسبانده شده بود. سپاس معلم ، روزت مبارک
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 0:19  توسط بهزاد   | 

اس ام اس عاشقانه

دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت

کِی شود پیش قدمهای تو اسفند شوم . . .

.

.

.

عجب دوره زمونه ای شده که به خاطر حفظ رفاقتت

باید خیلی از حرفارو توی دلت نگه داری

تا حداقل کسی رو داشته باشی که بهش بگی رفیق

مگه نه رفیق … !؟

.

.

.

این ساحل خسته را تو پیدا کردی

این موج نشسته را تو برپا کردی

من خامُش و خسته خفته بودم ای عشق

مرداب دل مرا تو دریا کردی . . .

.

.

.

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم

حالا یک بار از شهر می رویم …

یک بار از دیار …

یک بار از یاد…

یک بار از دل …

و یک بار از دست …

.

.

.

فرقـی نمـی کند

بگویم و بدانـی …!

یا …

نگویم و بدانـی..!

فاصله دورت نمی کند …!!!

در خوب ترین جای جهان جا داری …!

جایـی که دست هیچ کسی به تو نمـی رسد.:

دلــــــــــــــم…..!!!

.

.

.

باید ببینمت !

چرا که روی نوار قلبی ام

پیوسته نام تو بود

و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام

تو را تجویز کرده است . . .

.

.

.

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم

تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی

من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم . . .

.

.

.

هنوز هم دلم تنگ می شود

برای محض حرف زدنت

و برای تکیه کلامهایت

که نمی دانستی

فقط کلام تو نبود

من هم به آنها

تکیه داده بودم . . .

.

.

.

اولم خنده، ز بی‌دردی بود

آخرم، گریه ز بی‌درمانی . . .

.

.

.

در سایه دلشکستگی پیر شدم

غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم

تا امدم اشنای قلبت باشم

گفتی که من از غریبه ها سیر شدم . . .

.

.

.

یک سمت تویی و عشق: مرگی ساده

یک سمت جهان به قتل من آماده!

می ترسم! مثل بچّه گنجشکی که

در دست دو بچّه ی شرور افتاده . . .

.

.

.

دیگر نه دلم شوق تماشا دارد

نه پنجره ای به سمت فردا دارد

تنهایی دیگری برو پیدا کن

این غار برای یک نفر جا دارد . . .

.

.

.

صرف فعل “دوست داشتن” بسیار سخت است:

گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست

حالش کاملاً اخباری ست

آینده اش هم شرطی . . .

.

.

.

غربت آن نیست که تنها باشی ، فارغ از فتنه ی فردا باشی

غربت آن است که چون قطره ی آب ، در پی دریا باشی

غربت آن است که مثل من و دل ، در میان همه کس یکه و تنها باشی . . .



سبدی هست در اندیشه من / که پر از گل بدهم هدیه به تو

غافل از آنکه تو خود نابتری / یک جهان گل بخورد غبطه ی تو . . .

.

.

.

هر جا دلت شکست

قبل رفتن ؛ خودت جاروش کن!

تا هر ناکسی منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره . . .

.

.

.

همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی

یک راه به من ختم می شود ، آن دیگری به ختم من . . .

.

.

.

این روزها

شیر هم راضیه با دمش بازی کنن

ولی با دلش نه . . .

.

.

.

در گفتن و شنیدن جملۀ “دوستت دارم” چه هست ؟

که کسی که میگویـد عاشق تر میشود و کسی که میشنود بی تفاوت تر

.

.

.

از چهره ی افروخته شمعی داری / پیداست بنای قلع و قمعی داری

با هر کس و ناکسی نشستی جز من / زیبایی منحصر به جمعی داری .



̲̅:̲̅:̲̅:̲̅[̲̅ ̲̅]̲̅:̲̅:̲̅:̲̅)

گنده ترین اینارو میخوام

میخوام قلب شکسته ام رو باهاش پانسمان کنم !

.

.

.

خونه اجاره ای داری برای یه آدم تنها ؟

قلبشو رو پیش میده ، جونشم ماه به ماه !

.

.

.

منو به دست من بکش ، به نامٍ من گناه کن / اگر من اشتباهتم همیشه اشتباه کن

هنوز میپرستمت ، هنوز ماه من تویی / هنوز موئمنم ببین ، تنها گناه من تویی . . .

.

.

.

دیوانه ای راگفتند:چه خواهی ازخدای خویش ؟

گفت:عقل سالم خواهم تابرای عشقم دوباره دیوانه شوم . . .

.

.

.

دور شدم از تو دلم شور زد / ساز دلم نغمه ی ناجور زد

آه از آن چشم که با یک نظر / بال و پرم را گره کور زد . . . !

.

.

.

حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی

به نبودنم مشکوکی ، در بودنم مردد ، از هیچ گلایه میسازی ، از همه چیز بهانه

من ؛ کجای این نمایشم . . . ؟

.

.

.

خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده

تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری . . .

.

.

.

قلبم را عصب کشی کرده ام

دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد

و نه از گرمی آغوشی می تپد . . .

.

.

.

هر کس که از راهی رسید

بی دریغ

تکه ای از قلب ما

کند و برید . . .



به اندازه قشنگی چشمای ستایش

مردونگی طاهر

گیجی صابر!

تحمل آتی !

حسادت انیس

و پول فردوس میخوامت !

افتاد !؟

.

.

.

کاش دهخدا می دانست

دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی….

تعریفش فقط دو حرف است

“تـــو”

.

.

.

پیش هر تیغی سپر باید گرفت ، پیش تیغ دوست ” سر ” باید گرفت

.

.

.

همدیگر را دور میزنیم تا زودتر به مقصد برسیم

غافل از اینکه زمین گرد است و باز به هم خواهیم رسید . . .

.

.

.

تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد

یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد  . . .

.

.

.

هرچند نمیدانم

خواب هایت را با که شریک میشوی

اما هنوز

شـریک تمام بیخوابی های من تـویی . . .

.

.

.

ما آدم‌ها موجودات عجیبی‌ هستیم  وقتی‌ میگوییم تنهایم بگذار

یعنی‌ ، بیش از همیشه به وجودت احتیاج دارم  . . .

.

.

.

رفیق هر شب و هر روزی دل / غمت تا بوده ، بوده روزی دل

بگردان گوشه ی چشمی و بنگر / چه حالی دارد آتش سوزی دل . . .

.

.

.

من ” آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم

“تو ” آنقدر نخواستی که هیچ چیز از “من ” را ندیدی . . .



زندگی یعنی همین لبخند تو / عشق یعنی یک نفر مانند تو

مرحبا بر عشق تفسیرش تویی/ آفرین بر آسمان ماهش تویی . . .

.

.

.

گذشت اون وقتایی که آدما همدیگرو دور می زدن

الان دیگه از روی هم رد می شن . . .

.

.

.

در محفل اگر دوست نباشد که صفا نیست / هر آب روان در همه جا آب بقا نیست

ای دوست بیا روشنی محفل ما باش / ما را طمعی از تو به جز مهر و وفا نیست .

.

.

.

زخمی بر پهلویم است روزگار نمک میپاشد

و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که میرقصم . . .

.

.

.

خدا کند تبسم لبی به آه نشکند / بلور بغض سینه ای به شامگاه نشکند

کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای / خدا کند که بال او ، میان راه نشکند

.

.

.

گفتند «دوست» چند بخشه ؟

گفت : کارش از روستا و بخش و شهر و کشور گذشته

«یه  دنیاست»




+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 2:11  توسط بهزاد   | 

اس ام اس عرفانی وفلسفی


چه مردمان پستی هستند کسانی که به خاطر جلب توجه دیگران

خود را هم عقیده و هم فکر آنها نشان میدهند . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

همیشه آغاز راه دشوار است ، عقاب در آغاز پر کشیدن ، پر میریزد

ولی در اوج حتی از بال زدن هم بی نیاز است . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

تو بارانی و من باران پرستم

تو دریایی، من امواج تو هستم

اگر روزی بپرسی باز گویم:

تو من هستی و من نقش تو هستم

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

سلام، کجائی؟

من تصادف کردم، حالم اصلا خوب نیست…

آخه خوردم به مرامت چپ کردم!

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

دریا هر چه دور می شود، ساحل باز هم کنار دریا می ماند.

ساحلتم دریای من!

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

کدومو دوست دارى برات بفرستم؟

قل(ب)م

ر(و)حم

ج(س)مم

یاحروف داخل پرانتز؟

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

آدما از جنس برگند. گاهی سبزند، گاهی پائیزن و زردند. زمستون دیده نمی شن. تابستون سایبون سبزند. آدما خیلی قشنگن. حیف که هر لحظه یه رنگند…

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

اتل متل یه ماهی، فدات بشم الهی

برات پیام نوشتم، نگی دوستت نداشتم

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی، یاد کن از قلب بی تابی که هردم یاد توست.

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

هیچ میدانی فرصتی که از آن بهره نمیگیری ، آرزوی دیگران است . . . ؟

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفششان نیست . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی و دست دعا

به درگاه خداوند برداری . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن

و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

با طلوع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی و مهربان باش و دوست بدار ، شاید فردایی نباشد . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

پرواز اعتماد را با یکدیگر تجربه کنیم تا نشکنیم بال های دوستیمان را . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

ای بشر ، از چه گمان کردی که دنیا مال توست / ور نپنداری که هر ساعت عجل دنبال توست

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

هرگز فراموش نکن که شانس تو همان تفکر توست . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نر قصید . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

عفو و بخشیدن دیگران آسان است . طلب عفو کردن مشکل است . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

قلاب ها علامت کدامین سوالند که ماهیان اینگونه جوابشان میشوند . . . ؟

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

فاصله بین داشتن و نداشتن صرف فعل خواستن است . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

بزرگترین درس زندگی این است که گاهی ابلهان درست می گویند . . .

__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-__-

اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 1:36  توسط بهزاد   | 

اس ام اس( شب بخیر)




امیدوارم امشب که می خوابی

سفر زیبایی داشته باشی به دنیای رویاها

عزیزترینم ، تا برگردی به انتظارت بیدار میمونم . . .

شبت بخیر

.

.

.

عزیزم

پرده چشماتو آروم میکشم روی چشات

بوسه دوستت دارم رو میگیرم از گونه هات

شب به خیر احساس من . . .

.

.

.

این پیام از من خوابالو ! برای یک آدم خوابالو

در زمان خوابالودگی ، ارسال شده است !

لطفا خوب بخوابید ، شب خوش !

.

.

.

خورشید خاموش ، ستاره روشن

آسمان آبی خاموش ، آسمان سیاه روشن

همه چیز اماده ست که توی خواب امشب

تو رو توی رویاهام ببینم

بهانه بیدار شدنم ، شبت به خیر . . .

.

.

.

خوش آمدی مسافر سرزمین “رویاهای شیرین”

خواهشمند است در بستر بالش خود ارام باشید

تا لحظاتی دیگر اماده پرواز خواهیم شد

تا صبح فردا سفر خوبی برای شما آرزومندیم

(خلبان خطوط هوایی “رویا”) !

شب خوش  . . .

.

.

.

امیدوارم امشب که میخوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو تو خواب ببینی

ولی سعی کن بهش عادت نکنی چون من هر شب نمیتونم بیام به خوابت !

شبت به خیر

.

.

.

شب بخیر ای آخرین امید من / نذار تاریکی تو قلبت بنشینه

چشاتو بروی شهر شب ببند / تا چشای کوچیکت خواب ببینه . . .

.

.

.

ای کاش کنارت بودم تا زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم

و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد

شبت به خیر عزیزم

.

.

.

باز هم شب شدو  و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند

اما تو  چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار

شب به خیر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 0:59  توسط بهزاد   | 

اس ام اس قهر وآشتی


بوسه ام را می گذارم پشت در / قهرکردی , قهرکردم , سر به سر

تو بیا , در را تماما باز کن / هر چه میخواهی برایم ناز کن

من غرورم را شکستم , داشتی ؟ / آمدم , حالا تو با من آشتی ؟

.

.

.

چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین / جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین

حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم / طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین . . .

.

.

.

به خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.

بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند

خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند . . .

.

.

.

قهر مکن ای فرشته روی دلارا / ناز مکن ای بنفشه موی فریبا

طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین / چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا

ناز تورا میکشم به دیده منت / سر به رهت مینهم به عجز و تمنا . . .

.

.

.

همیشه رفتن بهترین نیست

گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست

چه قهر باشیم چه آشتی

اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند . . .

.

.

.

بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی

دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن . . .

.

.

.

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم / بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم

بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم / بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم . . .

.

.

.

از تو به یک حرف ناروا نکشم دست / وز سر راه تو دلربا نکشم پا

عاشق زیباییم اسیر محبت / هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا . . .

.

.

.

یه روزی گله کردم من از عالم مستی / تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی

من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید / تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید

پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم / آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم . . .

.

.

.

مهم نیست کی مقصر است

باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است

در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم

تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم

پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 0:52  توسط بهزاد   | 

جملات بزرگان فلاسفه

بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی خردمند


آزادی متعلق به یک نفر نیست ، مال همه است . اسپنسر


آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ


هرکس قادر به تملک و ارادۀ نفس خود باشد آزادی حقیقی را به دست آورده است . پرسلیس


آزادی تلاش خردمندانۀ آدمی در جستجوی علت حادثه هاست . هربرت مارکوزه


رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . ارد بزرگ


آزادی این نیست که هرکس هرچه دلش خواست بکند ، بلکه آزادی حقیقی قدرتی است که شخص را مجبور به انجام وظایف خود می کند .ماکدونال


آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم . ویکتور کوزن


حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر . جبران خلیل جبران

" هرگز کسی که استعداد خوبی در تایپ کردن دارد پروفسور نخواهد شد!!!" . لوسی اسمیت



" زندگی آنقدر کوتاه است که بعضی ها فقط میرسند کارهای ضروری خود راانجام دهند!!!" . فرد هند فاین



" بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني" . كنفوسيوس



" در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید" . ارد بزرگ



" اگر قرار است انسان روزی تعادل روحی خود را از دست بدهد و بشکند بهتر آن است که در جوانی باشد چرا که بعد از آن محکمتر وقدرتمند تر زندگی خواهیم کرد!" . آرید هالاند



" زندگی کردن چون مجموعه ای ست از لایه های زیرین یک سازنده گی عاشقانه ایست که دوباره و دوباره در طول زندگی بازسازی می شود اینرا زمانی باور می کنی که آنرا امتحان کرده باشی!!!" . بیورنست یئرن



" انسان آن چیزی خواهد شد که خود باور دارد!" . أودنه ساندروُل



" هر چیزی که بیرون از محدوده آبرو باشد جز شکست وتباهی نتیجه ای نخواهد داشت!!" . سامر سومروم



" اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن" . ارد بزرگ



" پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی" . مهاتما گاندی



" از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند" . فردریش نیچه



" رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری" . جبران خلیل جبران



" برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن" . علی شریعتی



" اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است" . شوپنهاور



" چون دل راست اندیش و زبان راستگو باشد در کاستی و نادرستی بسته می شود" . بزرگمهر



" بدون باختن برنده نمي شوي" . مثل روسي



" انسان فرزند كار و زحمت خويش است" . داروين


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 1:32  توسط بهزاد   | 

اس ام اس جملات زیبا

معشوقی را که چشم انتخاب کند، چه بسا که محبوب دل نشود. اما آنرا که دل پسندد، بی گمان نور چشم خواهد شد.

ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود.

مارتین لوترکینگ گفته: اگر از یک فرد خواسته شود که خیابانها را جارو بزند، او باید این کار را همانند نقاشی میکل آنژ، موسیقی بتهوون، و به زیبایی شعر شکسپیر انجام دهد. او باید خیابان را آنچنان خوب جارو بزند که همه بگویند اینجا یک رفتگر بزرگ زندگی می کند که کارش را خوب انجام می دهد.

هیچگاه کسی را مسخره نکنید، شاید قهرمان دنیای خویش باشد.

چاله ی شکست پر است از انسان های تندرو.

عشق مانند شن روان است، اگر به آن چنگ بزنید از میان دستان شما خواهد لغزید، به آرامی پیمانه ای از آن بردارید تا روح شما را لبریز کند. همچنان که شن در جستجوی پر کردن فضای خالی دستان شماست.

مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها می خوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره، پس اگه کسی رو دوست داری، برای داشتنش سالها صبر کن.
فرستنده: لیلا

سادگی شخصیت، نتیجه پیچیدگی فکر است. درباره آدمها از سوالاتی که می‌پرسند قضاوت کن نه از جوابهایی که می‌دهند.

اگر همیشه همان کاری را که انجام داده اید تکرار کنید، چیزی بیش از آنچه تا کنون به دست آورده اید، به دست نخواهید آورد.

امام سجاد (علیه السلام): از دروغهای کوچک و بزرگ چه به صورت شوخی و چه بصورت جدی بپرهیزید، زیرا کسی که دروغ کوچک بگوید بر دروغ بزرگ جرات پیدا می کند.

نصیحت انگلیسی: با تمام فقر هرگز محبت را گدایی نکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن. مسلما آنچه که به دست می آید عشق و محبت نخواهد بود.

ویکتور هوگو: من نمی گویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد، اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد.

اگر می خواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد، باور محال بودنش را عوض کن.

بر امت خویش بیش از هر چیز از هوس و آرزوهای دراز بیم دارم.
پیامبراکرم(ص)

هیچگاه از مشکلات زندگی گلایه نکنیم، یادمان باشد همیشه کارگردانها نقش های مهم و حساس را به بازیگران قابل می سپارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 1:2  توسط بهزاد   | 

گلچین پیامکهای جدی-سری1

اي گل سرخ پاييزم شبت به خير عزيزم بوسه به پات ميريزم شبت به خير عزيزم

وقت لالايي گفتنه تو خوب بخوابي عشق من عشقو به پات ميريزم شبت به خير عزيزم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

لالايي لا لا بخواب اي گل نازم که واسه چشاي تو قصه مي سازم

لالايي لا لا بخواب اي گل سوسن همه فرشته ها روتو مي بوسن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

‌ميخوام وقتي تو خوابي کنار تو بشينم اگه يه وقت خوابم برد باز خوابتو ببينم

مواظب خودت باش شبت به خير عزيزم اي کاش ميشد تو خوابت رنگين کمون بريزم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ايکاش کنارت بودم تا زيباترين لالايي عاشقانه را برايت زمزمه کنم و تو اسمان قلبم

را با مهتاب زيباي چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد

شبت به خير عزيزم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باز هم شب شدو و من هنوز بي عشق تو از تمام رويا ها دلگيرم

امشب درانتظار يك شب به خير تا صبح بيدار خواهم ماند اما تو چشماهاي زيبايت را به روياها بسپار....شب به خير

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باز صدا مي زنم تو را .... امشب بازم ميسپارمت به اون کسي که تو ديار بي کسي بين

همه دلواپسي مونس و همدمم بوده تو رو به من هديه داده

شب به خير نازدانه گلم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو بخواب نازنينم ....

به جان تمام دلواپسي هايم قسم،

که لحظه اي ديده بر هم ننهم

و نگهبان تمام غزل هاي بر باد رفته باشم

قول مي دهم يک مو نيز از سر قاصدک روياهايت کم نشود ،

تو بخواب نازنينم ....شب به خير

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خوابي؟دلم مي خواد آروم خوابيده باشي، بي ترس، بي دلهره، بي دلتنگي

دلم مي خواد وقتي خوابي اونجا باشم، دم در وايسم، سرمو بچسبونم به چارچوب، نگات کنم

خوب بخوابي گلم

خواباي رنگي ببيني

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مثل يه گنجيشک کوچيک اروم بخواب مهربونم چشماتو رو هم بذار من اينجا بيدار ميمونم

کابوس رو زندون ميکنم خواب بد رو ميسوزونم حافظ خواب تو ميشيم منو خداي خوب دل

چشمهاتو فردا ميبينم خوب بخوابي شبت به خير

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

لالايي كن بخواب قشنگترين يار منو از خواب غفلت كردي بيدار

لالايي كن بخواب معني عشقم الهي بموني تو سرنوشتم

لالايي کن شبت به خير عزيزم تمام عشقمو به پات ميريزم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

....وقتي تو خوابي،تو مهتاب.....همه چي با من ،غريبه

....خواب تو يه سقف کوتاه...پشت اون نوري غريبه

..... خواب تو،خواب يه گندم....توي سرزمين عشقه

......خواب يه قصهء خوب....کفشاي غمگين عشقه

.... خواب تو خواب گل ياس...خواب يه حسِِ نجيبه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عزيزم خواب و بيدارت قشنگه شب من بي تو و بي آب و رنگه

بخواب اي نازنينم, مهربونم, دلنشينم منم من, عاشقت, آروم باش بهترينم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خواباي رنگي بيبيني خواب دلتنگي نبيني شبت به خير اي مهربون خوب بخوابي عزيز جون

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اميدوارم امشب که مي خوابي سفر زيبايي داشته باشي به دنياي روياها

عزيزترينم ، تا برگردي به انتظارت بيدار ميمونم شبت بخير

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عزيزم پرده چشماتو آروم ميکشم روي چشات بوسه دوستت دارم رو ميگيرم از گونه هات

شب به خير احساس من

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اين پيام از من خوابالو ! براي يک آدم خوابالو در زمان خوابالودگي ، ارسال شده است !

لطفا خوب بخوابيد ، شب خوش !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خورشيد خاموش ، ستاره روشن آسمان آبي خاموش ، آسمان سياه روشن

همه چيز اماده ست که توي خواب امشب تو رو توي روياهام ببينم

بهانه بيدار شدنم ، شبت به خير

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خوش آمدي مسافر سرزمين “روياهاي شيرين”

خواهشمند است در بستر بالش خود ارام باشيد

تا لحظاتي ديگر اماده پرواز خواهيم شد

تا صبح فردا سفر خوبي براي شما آرزومنديم

(خلبان خطوط هوايي “رويا”) !

شب خوش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اميدوارم امشب که ميخوابي قشنگترين و بهترين آدم دنيا رو تو خواب ببيني

ولي سعي کن بهش عادت نکني چون من هر شب نميتونم بيام به خوابت !

شبت به خير

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شب بخير اي آخرين اميد من / نذار تاريکي تو قلبت بنشينه

چشاتو بروي شهر شب ببند / تا چشاي کوچيکت خواب ببينه

------------------------------

دلم را پيش خود پابند كردي ولي گفتي تو يك دنياي دردي

غرورم را شكستي بي تفاوت برو فكر كن هميشه خيلي مردي

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تمام روز و شب با بيقراري به شوق روي تو بيدار هستم

اگرچه بي غرورم زنده اما به شوق لحظ? ديدار هستم !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ز چشمت اگر چه که دورم هنوز ، پر از اوج عشق و غرورم هنوز

قبول است عمر خوشي ها کم است ، ولي با توام پس صبورم هنوز

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز با غرورت باز م مرا شکستي با ناز وقهر و کينه مهرم زدل گسستي

داني که بي تو هيچم اي ماه بي مروت باشد که بار ديگر قلب مرا شکستي ...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بسوزد دلت که سوزاندي دلم را به ويراني کشاندي منزلم را

فکندي زير پا احساس و شورم نکردي رحم، حتي بر غرورم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلم را شبي در حضورم شکستي نه آينه، حتي غرورم شکستي

ندادي به خلوتگاه عشق راهم پلي بود اگر در عبورم شکستي

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شده بازيچه اي قلب صبورم شکستي عاقبت بال غرورم

به آساني گذشتي از کنارم مثال دفتري کردي مرورم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گفته بودي، از غرورم، از سکوتم، خسته اي من شکستم هر دو را

گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام به خاموشي مغرورانه ات

شکستي تو مرا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خدا بودم خداي خودپرستان گدا كردي مرا تو سنگ مغرور

مرا باور به بي همتائي ام بود مرا از باور خود كردي ام دور

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

غرور من که زسختي به کوه ميمانست ، کمر به کشتن خود بست و خاک پاي تو شد

دلم که به همه بيگانه بود و يار نداشت ، چه ديد در تو که اينگونه آشناي تو شد ؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هيچ وقت مغرورنشو ، برگ ها وقتي مي ريزند که فکر مي کنند طلا شده اند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوستي شوخي سرد آدماست ، بازي شيرين گرگم به هواست

واسه کشتن غرورمن و تو ، دوستي توطئه ثانيه هاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کاش غرورم را که در پستوي سادگيم پنهان بود مي يافتي

اما تو اين سادگي را بهانه اي قرار دادي براي در هم شکستن غرورم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همه بغض من تقديم غرورنازنينت باد ، غروري که لذت دريا را به چشمانت حرام کرد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بعضي اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بيشتر عشق مي ورزند تا به معشوق

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گرچه اي دوست غروردلت احساس مرا درک نکرد ، آفرين بر غم عشقت که مرا ترک نکرد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گناهي كه پشيماني بياورد بهتر از عبادتي است كه غرور بياورد...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فاخرترين لباس ، توليد کارخانه ي کرم است ، کرم ابريشم ما را به غرور چکار . . . ؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قول داده بوديم ما به هم که تن نديم به روزگار چه بي دووم بود قول ما جدا شديم آخر کار

گل مغرور قشنگم من فراموشت نکردم بي تو اينجا رو نمي خوام مي رم و برنمي گردم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شبيه چشمهاي تو پر از گناه مي شوم** ميان ظلمت شب قبيله ماه مي شوم

خدا,زمين,گناه,عشق,من وتو,ببين چطور**به خاطر غرور تو زياده خواه مي شوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 2:52  توسط بهزاد   |